ابن سينا

  • user warning: Can't find record in 'progress' query: DELETE FROM progress WHERE name = 'ultimate_cron_poorman' in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\progress\progress.module on line 131.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

بررسى برهان «وجوب و امكان» در فلسفه غرببا تأكيد بر تقرير توماس آكوئيناس

سال بيست و ششم ـ شماره 232 (ويژه فلسفه)

 

رؤيا بناكار / دانشجوى دكترى فلسفه دانشگاه آزاد اسلامى واحد قم         mosafer.moheb@gmail.com

دريافت: 30/3/95               پذيرش: 9/8/95

 

سال انتشار: 
26
شماره مجله: 
232
شماره صفحه: 
65

چهره اى متفاوت از ابن سينا: مرورى بر رساله اضحويه

سال بيست و پنجم ـ شماره 221 (ويژه فلسفه)

حسينعلى شيدان شيد / استاديار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه                        shidanshid@rihu.ac.ir

دريافت: 29/5/94               پذيرش: 2/11/94

چكيده

رساله اَضحويه ابن سينا كه اثرى است درباره معاد، از برخى جهات با ساير نوشته هاى او متفاوت  است. اين تفاوت عمدتا به سبب دو رأى صريحى است كه ابن سينا درباره معاد جسمانى و نيز در  باب گزاره هاى اعتقادى دين، يعنى نصوص اعتقادى قرآن و روايات، در اين رساله ابراز كرده است.  اين دو رأى كه هر دو مورد اعتراض مخالفان او بوده و البته مبتلا به اشكال است، در نوشته هاى  ديگر او ـ دست كم بدين شيوه ـ تكرار نشده است. اين مقاله به روش تحليلى ـ توصيفى عهده دار  معرفى اين رساله و مرورى بر بخش هاى مختلف آن، همراه با نقد و بررسى نكات اختصاصى آن  است.

 

كليدواژه ها: ابن سينا، رساله اضحويه، معاد جسمانى، تناسخ.

 

سال انتشار: 
25
شماره مجله: 
221
شماره صفحه: 
77

افق خداشناسى در انديشه ابن سينا و سهروردى

سال بيست و سوم ـ شماره 206 (ويژه فلسفه)

مجيد احسن[1]

چكيده

ابن سينا و سهروردى به منزله سرآمدان دو فلسفه مشاء و اشراق در جهان اسلام با تأثيرپذيرى از متون دينى، بحث از خداشناسى را وجهه همت خود قرار داده و تمام تلاش خود را براى تبيين آن به كار گرفته اند. مبانى خاص و روش فلسفى متفاوت اين دو انديشمند مسلمان ـ كه يكى با وفادارى به روش بحثى ـ استدلالى ارسطويى و با رنگ و بوى وجودى به حل و فصل اين مسئله اقدام مى كند و ديگرى با دخالت دادن شهود در كنار استدلال به عنوان ابزارى مهم در فهم حقايق، مسئله مذكور را بر پايه نور تبيين مى كند رهيافت هاى مختلفى را در بحث خداشناسى به ارمغان مى آورند. اين نوشتار با روش تحليلى ـ توصيفى مى كوشد با نگاهى فراتاريخى و پديدارشناختى ديدگاه اين دو فيلسوف شهير را در باب خداشناسى بررسى كند. اين بررسى روشن مى كند كه ملاحظات ابن سينا و تبيين هايى كه براى اثبات واجب و صفات او ارائه كرده است دقيق تر از شيخ اشراق مى باشد.

 

كليدواژه ها: ابن سينا، شيخ اشراق، خداشناسى، واجب الوجود، نورالانوار، توحيد، صفات الهى.



[1] دانشجوى دكترى فلسفه تطبيقى دانشگاه شهيد مطهرى تهران. ahsan.majid62@gmail.com

دريافت: 29/9/92               پذيرش: 19/7/93

سال انتشار: 
23
شماره مجله: 
206
شماره صفحه: 
35

درآمدى بر آراى ابن‏ سينا و جاحظ در باب اصول تربيت

سال بيست و دوم ـ شماره 191 ـ آبان 1392، 91ـ103

رضاعلى نوروزى *
حسنعلى بختيار نصرآبادى **
 كمال نصرتى هشى ***
محمد شاهى ****

چكيده
هدف اين مقاله، بيان ديدگاه ابن سينا و جاحظ در باب اصول تربيت مى باشد. اين پژوهش به روش كيفى و با رويكرد تحليلى ـ استنباطى انجام شده و با استفاده از منابع موجود و در دسترس به تحليل و استنباط ديدگاه ابن سينا و جاحظ در باب اصول تربيت پرداخته است. نتايج به دست آمده بيانگر آن است كه اصول تربيتى استنباط شده از انديشه هاى ابن سينا و جاحظ، شباهت ها و تفاوت هايى دارد. از جمله اين شباهت ها، مى توان به مواردى همچون اصل توجه به تفاوت هاى فردى، توصيه به عقل گرايى، تغييرپذيرى صفات، اعتدال در يادگيرى، يادگيرى مشاركتى، ايجاد شرايط مناسب براى يادگيرى، تنظيم برنامه با توجه به مراحل رشد انسان و توجه به علاقه فراگيران در كسب علوم اشاره كرد. همچنين، تفاوت ها به اين قرار است كه ابن سينا به اصل خودشناسى و خودسازى، تربيت شغلى، توجه به صلاحيت و تخصص معلم و اصل توجه به امكانات در فرايند عمل تربيتى توجه اساسى داشته، اما جاحظ به آن توجه نكرده و از آن غافل مانده است.

كليدواژه ها: اصول تربيت، جاحظ، ابن سينا.

سال انتشار: 
22
شماره مجله: 
191
شماره صفحه: 
91
محتوای تغذیه