قانون اساسي

strict warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in D:\WebSites\nashriyat.ir\modules\views\modules\node\views_handler_filter_node_status.inc on line 14.

تأثير افكار شهيد صدر

تأثير افكار شهيد صدر

بر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

علي جعفري1
(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد حقوق خصوصي)

چكيده

براي ريشه‌يابي مفاهيم قانون اساسي، مطالعه انديشه سياسي بزرگاني كه آرائشان در تدوين قانون اساسي مؤثر بوده، ضروري است. آيه‌اللّه شهيد سيد محمّدباقر صدر از جمله افرادي است كه تأثير آراء و انديشه سياسي‌اش بر قانون اساسي جمهوري اسلامي انكارناپذير است.

در اين مقاله، ديدگاه‌هاي شهيد صدر در خصوص حقوق اساسي در اسلام و طرح پيشنهادي او براي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، كه شاكله قانون اساسي كنوني را تشكيل مي‌دهد، بررسي مي‌شود و به موازات آن، به اصول قانون اساسي ايران، كه متأثر از طرح شهيد صدر است، اشاره مي‌گردد. در اين طرح، مباني جمهوري اسلامي تبيين و بين جمهوريت و اسلاميت جمع شده است. اين مقاله اصول حق حاكميت، آزادي، قانون‌گذاري، اركان حكومت (ملت، رهبري و قواي سه‌گانه) و اقتصاد اسلامي را در طرح شهيد صدر و قانون اساسي ايران مقايسه مي‌كند تا ميزان تأثير افكار اين شهيد والامقام بر قانون اساسي مشخص شود.

كليدواژه‌ها: قانون اساسي، شهيد صدر، جمهوري اسلامي، حق حاكميت، منطقه‌الفراغ، آزادي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
125
شماره صفحه: 
89

اصول و مباني ملّي در قانون اساسي افغانستان

اصول و مباني ملّي در قانون اساسي افغانستان

عبدالحكيم سليمي

(دانش‌آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد حقوق بين‌الملل)

چكيده

افغانستان همواره از نقاط بحراني دنيا بوده است. استبداد داخلي، عدم جامعيت قوانين اساسي پيشين، محروميت مردم از حق مشاركت سياسي و مهم‌تر از همه، دخالت بيگانگان، در توسعه اين بحران نقش فزاينده‌اي داشته، اصول و مباني ملّي (آزادي، استقلال، وحدت ملّي) كشور را به شدت آسيب‌پذير ساخته است.

«ملت‌سازي» از اولويت‌هاي اساسي افغانستان معاصر به شمار مي‌رود. خوشبختانه قانون اساسي (مصوّب 1382) ضمن تعريف جايگاه ويژه اصول ملّي، تدابير و راه‌كارهاي مناسبي در جهت احياي هويّت ملّي انديشيده است. اهتمام به تأمين آزادي و استقلال و تماميت ارضي كشور از امتيازات قانون اساسي اخير نسبت به اسلاف آن است.

تأكيد قانون اساسي بر دين و مذهب، تاريخ و زبان رسمي، پرچم و سرود ملّي به عنوان پايه‌هاي اساسي وحدت ملّي از يك‌سو و شناسايي رسمي اقوام و زبان‌هاي قومي و محلّي، آزادي پيروان اديان غير اسلام، برابري در برابر قانون، دست‌يابي به تعادل اقتصادي و آموزش عمومي به منزله راه‌كارهاي تحقق وحدت ملّي از سوي ديگر، دليل اهتمام قانونگذار به «ملت‌سازي» است.

غفلت يا تغافل قانونگذار از برخي عوامل تهديدكننده مباني ملّي همچون استقرار پايگاه نظامي بيگانه، امتياز شركت‌هاي خارجي، قراردادهاي بين‌المللي، و كم‌توجهي به جايگاه قواي مسلّح از كاستي‌هاي قانون اساسي حاضر است.

كليدواژه‌ها: آزادي، استقلال، افغانستان، بيرق (پرچم)، دين، قانون اساسي، مباني، ملت، وحدت ملّي.

سال انتشار: 
17
شماره مجله: 
125
شماره صفحه: 
33

نظام سياسي افغانستان و تعامل قواي سه گانه

نظام سياسي افغانستان

خادم‌حسين فاضلي
(دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد الهيات و معارف اسلامي)

چكيده

از مسائل ضروري جامعه، داشتن حكومت و قانون است كه در فقه سياسي اسلام جايگاه ويژه دارد. از ميان قوانين، قانون اساسي به مثابه قانون مادر ميباشد كه مسائل استراتژيك و مهم نظامهاي سياسي، يعني چگونگي روابط قواي سهگانه و شكلگيري نظام سياسي پا پارلماني در همان قانون مطرح است.

اين مقاله درصدد است ضمن اشاره به گونه‌هاي روابط قواي سهگانه (مجريه، قضائيه و مقنّنه)، كيفيت روابط قواي مزبور را از منظر قانون اساسي افغانستان مورد بازيابي قرار داده و روشن سازد كه نظام سياسي اين كشور، نظام مختلط است كه هم مزايي نظام رياستي را دارد و هم از ويژگيهاي نظام پارلماني برخوردار ميباشد. از اينرو، ميتوان آن را نظام نيمه رياستي و نيمه پارلماني خواند.

كليدواژه‌ها: نظام سياسي، قانون اساسي، افغانستان، تعامل قوا، پارلماني، رياستي.

سال انتشار: 
16
شماره مجله: 
115
شماره صفحه: 
151
محتوای تغذیه