معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 175 ـ تير 1391، 57ـ72
على شفابخش*
چكيده
استقلال فكرى و حرّيت انديشه، يكى از مهم ترين و ضرورى ترين ويژگى هايى است كه همگان، به ويژه اهل علم و تحقيق، سخت در پى دست يابى به آنند. اما در اين ميان، «آفت شخصيت زدگى» و حبّ و ارادت افراط گونه به دانشمندان و تأثيرپذيرى شديد و بى جا از بزرگان، به عنوان يكى از موانع شناخت صحيح، طالبان علم و معرفت را از مواجهه منطقى، تحليلى و انتقادى با افكار ايشان باز داشته و در دام خودباختگى و تقليد فكرى گرفتار مى سازد. برخى از حكما براى رهايى از معضله اسارت فكرى و وصول به مقام «مستقل انديشى»، به نوبه خود توصيه ها و راه كارهاى سودمندى ارائه نموده اند. اما بنا بر مدّعاى اين نوشتار، «آموختن فلسفه» و «التزام به برهان محورىِ» حاصل از آن، يكى از راه هايى است كه وصول به اين مهم را تا حدّ زيادى تسهيل نموده و ميسّر ساخته است. هدف پژوهش حاضر آن است كه با بهره گيرى از روش نظرى و تحليلى، استقلال انديشه و از ميان برداشتن سدّ تقليد در حوزه عقايد را، به مثابه يكى از كاركردهاى متعدّد و متنوّع فلسفه اسلامى، به اثبات رسانده است.
كليدواژه ها: فلسفه اسلامى، كاركرد فلسفه اسلامى، آزادانديشى، تقليد در تفكّر، منطق، برهان محورى.